وقتي كه دوست جوان‌ترش جانشين او شد. ابن‌طفيل داستاني فلسفي نوشت به نام حي بن‌ يقظان‌، كه يكي از شگفت‌ترين آثار قرون وسطاست‌، و داستان نوعي رابينسن كروزوي فيلسوف‌ مآب است‌. اين داستان تا همين اواخر، نه‌فقط در زبانهاي عربي و عبري‌، بلكه در لاتيني هم رواج‌ داشت ــ مثلاً تحسين داور تيزبيني همچون لايب‌نيتز را برانگيخت‌. داستان حي بن يقظان شامل‌ شرح رشد فلسفه‌ٴ اسلامي‌، و طبقه‌بندي علوم است‌. ابن‌طفيل بر معاصران خويش بِطْروجي و ابن رشد موٴثر افتاد؛ و دومي را در كارهاي بزرگش راه‌نمايي كرد.
مشكل بتوان درباره‌ٴ شخصيت بزرگي همچون ابن‌رشد بحث كافي كرد ــ مردي كه به خودي‌ِ خود بزرگ بود، و به‌خاطر حركتي كه تا قرن‌ها، در ذهن مردم پديد آورد، بسيار بزرگ‌تر بود. تاريخ‌ حركت ابن‌رشدگرايي مي‌تواند شامل تمام عناصر اصلي تاريخ فكر از پايان سده‌ٴ دوازدهم‌، تا پايان سده‌ٴ شانزدهم‌، باشد ــ دوره‌ٴ چهار قرني‌، كه بيش از هر دوره‌اي درخور نام قرون وسطاست‌، چون دوران واقعي نقل و انتقال روش‌هاي قديم و جديد بود. فعلاً نمي‌توانم به‌اثبات اين مطلب‌ بپردازم‌، ولي صحت آن در آينده اثبات خواهد شد. بناي جاودانه‌اي كه ابن‌رشد بيشتر عمر خود را صرف برافراشتن آن كرد، مجموعه‌هايي از سه گونه شرح بر آثار ارسطو بود. او جز شهرتش در پزشكي‌، بيشتر به‌خاطر اين آثار جاودانه شده است‌؛ دانته درباره‌ٴ او مي‌گويد ((ابن رشد كسي كه‌ بزرگ‌ترين شارحان است‌)) و بدين‌ترتيب‌، ممكن است خوانندگان او را فقط شارح تصور كنند ــ يعني نه يك نابغه‌ٴ خلاق‌، بلكه فقط بازتابي محض و مردي پيرو ديگران‌.
براي محو اين تصور خطا پيش از همه بهتر است به‌خاطر داشته باشيم كه شرح در قرون وسطا فقط عبارت بود از انتشار افكار يك شخص درباره‌ٴ موضوعي معين‌. نوشتن شرح‌هايي بر آثار ارسطو صرفاً تأليف يك دايرةالمعارف علمي و فلسفي بود، كه در آن نوشته‌هاي ارسطو به‌عنوان‌ چهارچوب و راه‌نما به كار مي‌رفت‌. چنين شرحي ممكن بود از نوآوري برخوردار باشد يا نه‌؛ ولي شرح‌ْ بودن‌ِ آن به‌خودي خود هيچ پيش‌فرضي را روا نمي‌سازد. در واقع تقريرات ابن‌رشد يك‌رشته رساله‌هايي است با همان نام‌هاي آثار ارسطو. هم‌چنان‌كه رنان‌1 گفته‌:

((بيشتر با عنوان‌هاي آثار ابن‌رشد بود كه ارسطو بر اذهان بشريت استيلا يافت‌؛ عناوين‌
 كتاب‌هايش به مدت دو هزار سال تقسيمات دانش را حفظ كرده است‌.))                

مثال ديگري بزنيم‌: معلوم است كه هر كتاب درسي هندسه‌ٴ مقدماتي را مي‌توان شرحي بر اصول اقليدس دانست‌، كتابي را كه صريحاً چنين ناميده شده الزاماً نمي‌توان كمتر از كتاب ديگري‌ اصيل دانست كه در آن به اقليدس اشاره‌اي هم نشده‌، چون نيك مي‌دانيم كه هر دو از اصول‌


Renan, Averroes et L, Averroes et L, Averroisme, p. 60, 3d. and ff. editions, 1869, 1869, 1869, sq. .1